...زن عشق می کارد و کینه درو می کند …

او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی …

او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد …

او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی …

او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر …؟

و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛ پیر

 می شود و میمیرد …

و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند

چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت

زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان

مردش؛گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های

 منقطع قلب مرد؛سینه ای را به یاد می آورد که تهی از دل

 بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند …

و اینها همه کینه است که کاشته می شود در

 قلب مالامال از درد …!

و این رنج است.

 

دکتر شریعتی