رابعه بنت کعب قزداری
شاید به علت همین باورهای سخت آن زمان كه بسیاری از كارها و اعمال برای زنان ناشایست می دانستند، سرودن شعر و ابراز احساسات در قالب كلمات نیز در آن زمان كاری ناشایست و ناپسند بوده یا شاید زنان حق تحصیل یا خواندن و نوشتن نداشتند یا اگر خوش بینانه به این موضوع نگاه كنیم كه شاید زنانی شاعر بوده اند ولی به علت جو مردسالار آن زمان در كتاب های تذكره نامی از آنها برده نشده است.
اولین شاعر زبان دری كه در تذكره ها از او نام برده شده است، رابعه بنت كعب قزداری است كه هم عصر شاعر و استاد شهیر زبان فارسی رودكی بود و در نیمه اول قرن چهارم در بلخ حیات داشت. پدر او كه شخص فاضل و محترمی بود، در دوره سلطنت سامانیان در سیستان، بست، قندهار و بلخ حكومت می كرد. از تاریخ تولد رابعه اطلاعی در دست نیست; ولی پاره ای از حیات او معلوم است.
این دختر دانشمند در اثر توجه پدر توانست تعلیمات خوبی را كسب كند و در زبان دری معلومات وسیعی حاصل كرد و چون ذوق شاعری داشت، شروع به سرودن اشعار شیرین كرد. عشقی كه رابعه نسبت به یكی از غلامان برادر خود در دل می پردازد، بر سوز و شور اشعارش افزوده و آن را به پایه تكامل رسانید. چون محبوب او غلامی بیش نبود و بنا بر آداب و رسوم آن دوران، رابعه نمی توانست امیدی به ازدواج با آن غلام داشته باشد، از زندگی و سعادت به كلی ناامید بوده، یگانه تسلی خاطر حزین او سرودن اشعار بود، كه در آن احساسات سوزان و هیجان روحی خود را بیان می كرد.
حارث، برادر رابعه كه بعد از مرگ پدر، حاكم بلخ شده بود، توسط یكی از غلامان خود كه صندوقچه بكتاش را دزدیده، به جای جواهرات و طلا در آن اشعار مملو از عشق و سوز و گداز رابعه را یافته و از این عشق آگاهی یافته، باوجود پاكی آن بر خواهر خود آشفته، حكم به قتل او داد و رابعه درسنین جوانی، با دل پر آرمان با دنیایی كه از آن جز غم و ناكامی نصیبی نداشت، وداع كرد. اگر چه جز تعداد بسیار محدود چیزی از اشعار رابعه باقی نمانده ولی آن چیزی كه در دست است بر لیاقت و ذوق ظریف او دلالت می كند و ثابت می سازد كه شیخ عطار و جامی در تمجیدی كه از اوكرده اند، مبالغه نكرده اند.
نمونه ای از اشعاررابعه :
عشق او بازاند آوردم به بند
كوشش بسیار نامد سودمند
عشق دریایی كرانه ناپدید
كی توان كرد شنا، ای هوشمند ؟
عشق را خواهی كه برپایان بری
بس كه بپسندید باید ناپسند
زشت باید دید و انگارید خوب
زهر باید خورد و انگارید قند
توسنی كردم، ندانستم همی
كز كشیدن تنگ تر گردد كمند
با این وجود، در دست داشتن همین تعداد كم اشعار، بازگو كننده قدرت كلام و قریحه شاعرانه رابعه است و این كه با درك وضع موجود و موقعیت اجتماعی زنان در آن دوران (به گونه ای كه به خاطر عشق حكم به قتل او می دهند) تمامی اشعار گواهی از دید باز و نگاه روشن وی به پیرامونش دارد.
هرچند كه جای بسی تاسف است كه تعداد اشعار او چندان قابل ملاحظه نیست و تعداد آنها انگشت شمار است و این كه در تمام كتب تاریخی كه نام او آمده چیز زیادی از زندگی او در دست نیست ولی همین كافی است كه پس ازطی این همه قرن، نام او توانسته جایگاه ثابتی را در كتاب های تاریخ ادبیات به عنوان اولین زن شاعركسب كند.
سید علی یار غازی